پا به کلمه

؟

کلمه ها تنانگیِ تجربه اند.

شایان تدین
shtkian@gmail.com

بیهودگی همچنان بیهوده بود و بی میلی همچنان بی میل، اما یک نیرویِ حیاتیِ مبرمِ جنون آسا بر من مسلط شد. هنوز نمرده بودم.
"اینگمار برگمان"

کاستنی/بازیافتنی در کار نیست!

دوشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۴:۰۱ ب.ظ

 چیزی از گناه کم نشده و ذره ای از تمایل هم. هر چه سر، بجنبانیم و چشم، فرو بندیم. هر چه پا، تند تر کنیم و زبان، بسته تر. کاستنی/بازیافتنی در کار نیست و برقعِ افتاده دیگر افتاده است. 

 ناگفته و ناشنیده، میدانم و میدانی چه را میگویم. آن سرخآلودگی مبرهن. آن هماره آشکارای خیال خودم/خودت. آن ستاره یِ تب آلوده ی نامیرا. آن نحس. آن نامبارک. آن بد.

 از آن "بد" نجواوار سخن سُرانده ام به سوی تو. تا سرسری حتا بنگری که مینگرم و نمیگذرم. قلندرم و سفره یِ رسوایی ام پهن است. به کارِ تماشایم و در هیبتِ بی کرانگی، مبهوت. چیده ام چندی از میوه های ممنوعه و میدانی و میدانم آن شاخسارِ منتظر را. آن کاش نابوده ای که شر و خیرش را دیگر نمیدانم. که راه، بیراهه است و هر چه بیراهه، راه تر. که دانسته ام، سودای خود فریبی ام نیست و هر چه هستم از برکتِ رسوایی و تماشاست. چیزی از گناه اما کم نشده و ذره ای از غریضه هم. نانوشته، خوانده ایم و نادریده، درانده ایم. خلوتی بوده ما را، بارها، که خیالی خوشانه، ربودتمان و زان پس، راه گریزی نداریم.

 خیال پرگرفته پرواز میکند و برقعِ افتاده دیگر افتاده است.

 

مرداد94

۹۴/۰۷/۱۳
شایان تدین

شب مرگی

نظرات  (۱)

خوووووب بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی